دوشنبه 28 بهمن 1398  04:59 ب.ظ
نوع مطلب: (فرهنگی و فرنگی ،) توسط: #مهدی*

کتاب که بخوانی میتوانی آدمهای کوچک و شرور اطرافت را جای شخصیت های کتاب تصور کنی و دسته بندیشان کنی و با بستن کتاب و گذاشتن آن در طبقه بندی قفسه های کتابخانه ات، پرونده آنها را نیز در ذهن خود ببندی.

instagram.com/ketab_am :

چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد،
آنچه «مطالعه ی عمیق» نامیده می‌شود به‌زودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه ی عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده ی اینترنتی تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.
.
نکته ی وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره ی خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.
.
بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند، کسانی که رمان می‌خوانند میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره ی آن قضاوت کنند.
.
آن‌ها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده ی خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است.
.
یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه ی این آدم‌ها دسترسی دارند. آن‌ها چیزهایی دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید.
.
آن‌ها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.


نظرات()   
   
شنبه 28 دی 1398  11:42 ق.ظ
نوع مطلب: (فرهنگی و فرنگی ،) توسط: #مهدی*

ته مانده خرده بیسکویت دایجستیو را به زور نخورید هم سرفه تون میگیره هم روزی گنجشک ها و قمری های سرمازده هست

برای آنکه هر ننه قمری به زور با هر عنوان بر شما حکومت را دیکته نکند، فرهنگ شاهانه داشته باشید

روابط عمومی اداره کل حکومت های قبل از امام زمان(عج)


نظرات()   
   

بودجه بیت المال
اگر زحمتی نیست مطلب رو ویرایش کن اگر خسته نمیشی.
چقدر مخاطب داشتی که از ۲۵ تیر ۹۶(تاریخ انتشار مطلب) تا حالا گزارش خطا ندادن؟!


نظرات()   
   
دوشنبه 25 آذر 1398  07:01 ب.ظ
نوع مطلب: (فرهنگی و فرنگی ،) توسط: #مهدی*

یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی که در فرهنگ ایرانی ها رخنه کرده بحث مدرک گرایی به جای تخصص گرایی است(که البته چون این معضل در فرهنگ رخنه کرده آن را نشانه داشتن فرهنگ می دانند!).

اگر از بنام ترین شخصیت های علمی ایران و شاید جهان مانند ابوعلی سینا و یا زکریا رازی و یا خوارزمی و یا فارابی و یا ابوریحان بیرونی و یا ... سوال کنید مدرک تان چیست؟ قطعا (البته اگر زنده بودند) به شما می گفتند اصلا مدرک یعنی چه؟

زمانی که برخی ایرانی ها شروع کردند برای ادامه تحصیل به خارج کشور بروند وقتی بر می گشتند برای اینکه خود را بالاتر از جامعه نشان دهند از عناوین مهندس و دکتر و ... استفاده می کردند تا مثلا برای خود یک جایگاه بالای اجتماعی پیدا کنند.

این در حالی است که شما هر جای جهان بروید مردم برای گفتگو با یکدیگر از این عناوین استفاده نمی کنند مگر اینکه فردی یک پزشک باشد و یا اینکه یک استاد دانشگاه باشد اما در ایران امروزه آنقدر این ماجرا لوث شده که حتی بقالی هم که می خواهد با مشتری خود حرف بزند برای اینکه وی را باد کند و وادارش کند بیشتر خرید کند و یا به مغلطه کاری در حساب کتاب ها توجه نکند از عناوین دکتر و مهندس و یا خانم دکتر یا خانم مهندس و ... استفاده می کند، ومتاسفانه هنوز هم بسیاری از مردم ما خام این عناوین می شوند.

پس از انقلاب اسلامی در ایران یکی از مهم ترین مباحث این بود که آیا ما به تخصص و مهارت بیشتر نیاز داریم یا مدرک تحصیلی.

چون بحث انقلاب مطرح بود و به سختی می شد افراد دارای مدارک عالیه که به قول معروف طاغوتی نباشند هم پیدا کرد به همین دلیل ترجیح بر آن داده شد که بسیاری از جوانان انقلابی وقت به عنوان کارآموز کنار متخصصین قبلی بنشینند و به صورت استاد شاگردی کار را یاد بگیرند و کم کم با تجربه و خطا زمام امور کشور را به دست بگیرند و همین هم شد.

طی چهل سال اخیر هم مملکت توانست ملیون ها کارشناس متخصص در زمینه های مختلف تربیت کند و مجددا این چالش بوجود آمد که مدرک دانشگاهی مهم تر است و یا تجربه و تخصص کاری.

در کشوری مانند آمریکا که امروزه خود را ابرقدرت جهان می داند تخصص و تجربه کاری در اولویت است و مدرک دانشگاهی بعد از آن.

یعنی ممکن است که برای مشاغل افرادی با سطح تحصیلی خاصی را دعوت کنند اما وقتی که می خواهند فردی را استخدام کنند نگاه می کنند طرف چه قدر تخصص و تجربه کاری دارد.

آن فرد اگر بخواهد عضو مجلس شود و یا هر جایگاه دولتی دیگری را به دست آورد باید تجربه کافی را قبل از تصدی امور داشته باشد نه اینکه حالا پس از اینکه به پست رسید بخواهد یاد بگیرد چه کار باید بکند، حالا اگر یاد بگیرد.

حتی برای پست های حاکمیتی هم ماجرا به همین ترتیب است.

شما تا به حال عنوان تحصیلی چند تا از روسای جمهوری ویا وزرا و یا نمایندگان کنگره آمریکا را شنیده اید؟

به دلیل همین مدرک گرایی حتی بسیاری از شخصیت های مملکت ما به سمت خرید مدرک می روند و یا اینکه جو گیر می شوند و فکر می کنند اگر کسی به آنها دکتر یا مهندس بگوید پس آنها دیگر دکتر و یا مهندس شده اند.

خدا رحمت کند آقای کردان را، من چون مدتی وی ریاست سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور را عهده دار بود و من رئیس صنف آموزشگاه های رایانه بودم با او آشنا شدم.

می توانم به جرئت بگویم وی یکی از بهترین مدیران اجرایی کشور بود در حالی که شاید مدرک تحصیلی اش در آن حد نبود.

منبع


نظرات()   
   
شنبه 20 مهر 1398  02:31 ب.ظ
نوع مطلب: (فرهنگی و فرنگی ،خدا کیست؟ ،) توسط: #مهدی*

اگر شانس را لطف خدا بدانیم قانون مورفی درباره کسانی هست که لطف خدا شامل حالشان نیست.


نظرات()   
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو